الشيخ حسين المظاهري

16

در ساحل سپيده اخلاص (فارسى)

عيب و ننگى كه بالاتر و بدتر از اتصاف به فسخ براى يك مسلمان نيست ؛ چه رسد به يك طلبه . معناى فسق و فاسق معناى فسق و فاسق از نظر فقها ، علماى علم منطق و از نظر قرآن چنين است . فقها به كسى فاسق مى گويند كه از گناه اجتناب نداشته باشد . به عبارت ديگر ، به جاى ملكه تقوا ، ملكه فسق بر او حكمفرما باشد . نفس لوامه « 1 » رفته و نفس اماره بر او چيره گشته باشد . نفس محسِّنه او را بدان جا كشيده باشدكه مرتكب گناه شود و خود را ملامت نكند و از آن غافل باشد . العياذ بالله ، گناه كند و آن را خوب بپندارد ؛ به اين شخص فاسق مى گويند . لذا آن افرادى كه ملكه تقوا داشته باشند ، اما گاهى به يك داعى شيطانى گناه بكنند كه به آن ملكه ضرر نخورد ، مورد بحث ما نيستند . گناه موجب سقوط است ، اما بحث ما درباره آن كسى است كه ملكه فسق بر او حكمفرماست و ملكه تقوا ندارد . نفس اماره بر او حكمفرماست و گناه مداوم دارد و نفس لوامه او مرده است بحث ما راجع به گناه مداوم است . فقها به كسى فاسق مى گويند كه گناه مداوم داشته باشد و زبان او به دروغ گفتن عادت كرده باشد ؛ به اين مى گوييم فاسق كسى كه به غيبت كردن ، تهمت زدن و چشم چرانى عادت كرده و به طور مداوم با گناه سر و كار داشته باشد و دل او با گناه ، بيشتر سر و كار داشته باشد .

--> ( 1 ) - علماى اخلاق براى نفس ، سه مرحله قائلندكه در قرآن مجيد به آنها اشاره شده است . 1 . نفس اماره ، كه همان نفس سركش است و اين در مرحله اى است كه عقل و ايمان قدرت نيافته است . 2 . نفس لوامه ، و اين مرحله اى است كه انسان بعد از ارتكاب خلاف و گناه ، پشيمان مى گردد و به ملامت و سرزنش خويش مى پردازد و تصميم بر جبران آن مى گيرد . همان است كه قرآن در سوره قيامت مى فرمايد : « لا اقسم بالنفس اللوامة » 3 . نفسه مطمئنه ، و آن مرحله تصفيه و تهذيب و تربيت كامل است . آن همان مرحله آرامش و سكينه و مقام انبيا و اولياست و قرآن در سوره فجر مى فرمايد : « يا ايتها النفس المطمئنة . . . »